نویسنده : smartdoll
تاریخ : شنبه 14 تیر 1393

در آن شهری که مردانش عصا از گور می دزدند ، من از ناباوری آنجا محبت آرزو کردم . نمی دانم تا کدام طلوع زنده ام و تا کدام غروب مرده ، ولی تا هستم بیادتم .اس ام اس اگر چه کوچک و تنگ است حجم این دنیا ، قبول کن که بریزم به پای چشمانت ، بگو چه وقت دلم را زیاد خواهی برد ؟ ، اگر چه خوانده ام از جای جای چشمانت ، خدا کند که بدانی چقدر محتاج است ، نگاه خسته ی من به دعای چشمانت .


 
   

ورود کاربران

خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید

رمز عبور را فراموش کرده‌اید؟
حساب کاربری ندارید؟

فراموشی رمز عبور

نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید

یا

ثبت نام کاربران

در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید

قبلا ثبت نام کرده‌اید؟

نظرات کاربران

دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید