نویسنده : smartdoll
تاریخ : شنبه 14 تیر 1393

و تموم طول جاده که افق برابرم بود ، شوق تو ره توشه ی من اسم تو همسفرم بود .
پاییز از زمستون غمگین تره چون بهارو ندیده ، ولی من از پاییز غمگین ترم چون خیلی وقته تو رو ندیدم .
تو گفتی از دلتنگی ام برایت بنویسم ، اما فکرش را نکردی دفتر دلتنگی هایم در قلبت جا نمی گیرد .
توی ساحل روی شن ها قایقی به گل نشسته ، یکی با چشمون گریون گوشه ای تنها نشسته ، نگاه پر اضطرابش به افق به بی نهایت ، ساکته اما تو قلبش داره یک دنیا شکایت .


 
   

ورود کاربران

خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید

رمز عبور را فراموش کرده‌اید؟
حساب کاربری ندارید؟

فراموشی رمز عبور

نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید

یا

ثبت نام کاربران

در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید

قبلا ثبت نام کرده‌اید؟

نظرات کاربران

دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید